
رهاسازی دو بیمار در بیابانهای اطراف تهران، واقعهای تلخ و دردناک بود که اقشار و بخشهای گوناگون جامعه را متأثر کرد و هر کدام از آنها را به واکنشی ویژه واداشت.
قطعا اگر کسی حقیقتا هنرمند باشد و هنر را به عنوان وسیلهای در راه تعالی جامعه به شمار آورده و آن را صرفا یک پیشه نداند، در برابر هر رویداد تلخ اجتماعی واکنش نشان خواهد داد و اصولا هم نمیتواند از کنار آن آسان بگذرد. حالا شاید این واکنش در همان زمان یا ماه یا حتی سال صورت نگیرد و یا حتی اشارهای مستقیم به همان موضوع نداشته باشد، اما به هر حال دیر یا زود و به شکلی در آثار او بازتاب خواهد یافت و البته جامعه هنری باید در برابر وقایعی از این دست، حالا نه به شکل مستقیم، اما به شکلی ریشهای و عمیق، واکنش هنرمندانه و بموقع نشان دهد.

در اوایل آذرماه سال گذشته «طرح قانون جامع وکالت» با ۱۵۱ امضا تقدیم مجلس و اعلام وصول شد. همه کسانی که این طرح را با دقت خواندهاند، به این نتیجه رسیدهاند که تدوینکنندگان و تنظیمکنندگان آن، با جامعنگری و در نظر گرفتن مقتضیات واقعی این حرفه آن را نوشته و به جنبههای گوناگون ملی و جهانی قضیه هم تا حد زیادی توجه داشتهاند. البته طرح همچون سایر ساختههای بشر خالی از نقص و اشکال نیست اما انصافاً از مقولههای عجیب و غریب و غیرقابل قبول و غیرقابل توجیهی نظیر آنچه در آییننامه اجرایی لایحه استقلال کانون وکلا - که همچنان که پیشتر نوشته و گفتهام «از هر قانونی قانونیتر است» - آمده خالی است. استقلال کانونها به طور نسبی رعایت شده و نظارت قوه قضائیه هم تامین شده و بسیاری از اشکالاتی که وجودشان در ۵۰ سال گذشته به تدریج ظاهر و احساس شده، مورد توجه قرار گرفته و حل شده است.
با این حال هنوز مواردی که ممکن است مورد ایراد برخی مراجع بینالمللی قرار گیرد یا به نوعی محدودکننده استقلال کانونها در حدی بیش از نظارت باشد، در این طرح دیده میشود. همچنین برای دیوان عدالت اداری در امور کانونها صلاحیتهایی پیشبینی شده که برخلاف اصول است زیرا در دیوان عدالت همواره خوانده یا مشتکیعنه باید دولت یا سازمان دولتی یا عمومی باشد.و کانون وکلا نه دولتی است و نه مامور به خدمات عمومی.
اما در سال 89 به جای متن تنظیمی کانونهای وکلا که با هماهنگی و همکاری قوه قضائیه تهیه شده بود، ناگهان متن دیگری به طور غیررسمی منتشر شد که انصافاً دستکمی از آییننامه مورد بحث نداشت. تمامی این متون در سایت اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران (اسکودا) موجود و مطالعه آنها ممکن است و اهل فن میتوانند آنها را با هم مقایسه کنند.

فرارو- شما هم از آدمهای زرنگی هستید که فکر میکنید برای حقوق از دست رفتهتان و گرفتن حق خود از تاریخ و زندگی باید قانون را دور بزنید؟ البته اگر موفق به این کار شدید؛ فکر نکنید از همه زرنگترید؛ معمولاً در دستگاههای قضایی کسانی هستند که چشم و گوششان بازتر از شماست. این پست را از وبلاگ خاطرات یک پزشک قانونی
مشغول خواندن نامه قضایی هستم. خانمی که برای تعیین سن مراجعه کرده است. مقوله سن در خانمها شوخی بردار نیست. خیلی باید مراقب رفتار خودمون باشیم. البته مشتری های ما در تعیین سن فقط خانمها نیستن. ولی نکته ای که تقریبا در همه مشترک هست اینه که انتظار دارن به سادگی ادعای اونها رو بپذیریم. وقتی هم این اتفاق نمیافته عصبی میشن که حالا مگه چی ازتون کم میشد؟
دسته ای از مراجعین اعضای تیمهای ملی نوجوانان و جوانان هستن. مثلا مدعی هستن اگر شش ماه از سنشان کم کنیم میتونن در عرصه بین المللی افتخار آفرینی کنن! قبل اومدنشون هم از پنجاه تا کانال سفارش میشن. وقتی هم دست رد بر سینه شون میزنیم انگار به شرف ملی خودمون توهین کردیم. جنجالی درست میکنن بیا و ببین! ظاهرا اون افتضاحات ناشی از ماجرای صغر سنی در عرصه های بین المللی ورزشی رو فراموش کردن. بخوانید:
تردیدی نداشتم و ندارم که اصل 35 قانون اساسی عام و مطلق است و هیچ مخصص یا قیدی ندارد و اگر در قوانین عادی مخصص یا قیدی بر آن وارد شده باشد باطل و غلط است. بنابراین همگان در همه مراحل دادرسی حق دارند وکیل داشته باشند، خواه موضوع مدنی باشد یا کیفری و اگر کسی که مدعی حق یا در مقام دفاع یا متهم به ارتکاب جرمی است توان مالی پرداخت حقالوکاله را نداشته باشد طبق اصل 35 قانون اساسی، دولت مکلف است امکان استفاده از خدمات وکیل را برای او فراهم کند.
2 وکیل در موضع تشخیص حق نیست و این کار قاضی است. اگر قانونگذار چنین حق عام و مطلقی را برای مردم شناخته، ناچار مقدمات و لوازم اعمال و استیفای آن را هم تجویز کرده است. مباشر اعمال و استیفای حق دفاع مردم، وکلای دادگستری هستند. اگر بخواهیم به قضیه «آرمانگرایانه» نگاه کنیم باید بگوییم هیچ وکیلی حق ندارد دستی را که برای کمک خواستن به جانب او دراز شده پس بزند و اگر چنین کرد اقتضائات حرفه و صنف خود را- که شغلی «ارزشی» است- به جا نیاورده. با نگاهی قدری واقعگرایانهتر یا نزدیکتر به عدالت عمل، شاید بتوان برای وکیل آن حق را قائل شد که موکلش را انتخاب کند.
اما این بیگمان حقی است فقط برای وکیل و هیچ کس دیگری نمیتواند و نباید در این خصوص برای وکیل تعیین تکلیف کند.

1- اصل یکصد و شصت و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی حضور هیاتمنصفه در رسیدگی به جرائم مطبوعاتی را الزامی دانسته است. از مفهوم این اصل به وضوح چنین برمیآید که حضور هیاتمنصفه در رسیدگی به جرائم مطبوعاتی از جمله شرایط صلاحیت ذاتی دادگاه است زیرا به حکم قانون اساسی برای محاکمه یک مطبوعاتی هیاتمنصفه باید حضور داشته باشد. نتیجه آن است که دادگاه بدون حضور هیاتمنصفه نمیتواند به پرونده رسیدگی کند. بر اساس قواعد صلاحیت، این به آن معناست که چنین دادگاهی صالح به رسیدگی نیست.

فیلیپ کاتلر (Philip Kotler) بدون تردید مطرحترین چهره آکادمیک فعلی دنیا در حوزه مدیریت بازاریابی (Marketing Management) محسوب میشود. «کاتلر» با تالیف چندین متن درسی معتبر در زمینه دانش بازاریابی، جزو مشهورترین و معتبرترین نامها برای اکثریت قاطع از دانشجویان مدیریت و اقتصاد در سراسر دنیا به حساب میآید.
کاتلر علاوه بر تالیف کتابها و مقالات متعدد در حوزههای مرسوم بازاریابی (بازاریابی اقتصادی)، مباحثی را نیز در زمینه یک مفهوم متناظر و خلاقانه، یعنی «بازاریابی اجتماعی» مطرح نموده است. همانطور که در «بازاریابی اقتصادی»، هدف اصلی به کارگیری چارچوبهای تحلیلی علمی برای دستیابی به سود اقتصادی هر چه بیشتر میباشد، در «بازاریابی اجتماعی» نیز دستیابی به منافع اجتماعی هر چه بیشتر مدنظر قرار دارد؛ بنابراین «بازاریابی اجتماعی»، به تجزیه و تحلیل علمی برای افزایش بهرهوری فعالیتهای مختلف اجتماعی میپردازد؛ ضمن آنکه بر فعالیتهای گروههای خیریه با هدف کمک به فقرا تمرکز دارد.
نقطه اوج طرح ایده بازاریابی اجتماعی (Social Marketing)توسط «کاتلر»، به نگارش کتابی در این زمینه در سال 2009 مربوط میشود ؛ کتابی که سومین قسمت از ترجمه آن پیش روی خوانندگان محترم روزنامه دنیای اقتصاد قرار گرفته و قسمتهای بعدی آن نیز به صورت هفتگی (در روزهای چهارشنبه هر هفته) در صفحه اندیشه روزنامه دنیای اقتصاد منتشر خواهد شد. گروه مترجم این کتاب، امید فراوان دارند که ترجمه کتابهایی از این دست بتواند در درجه اول ایدههایی جدید در راستای افزایش بهرهوری گروههای خیریه ایرانی فراهم ساخته و در درجه بعد مورد استفاده مدیران اجرایی کشور واقع شود.

عواقب ناشی از تخریب محیط زیست و تاثیر آن بر زندگی انسان، نگرانی از بحرانهای برخاسته از مصرف بیرویه، اتلاف، تضییع، اسراف و تبذیر منابع طبیعی، دغدغه خاطر اصلی جوامع بشری در دهههای اخیر است، و جای تردید نیست که توجه و اهتمام به این امر وسیع در جبران مافات تحت عنوان حفاظت از محیط زیست موضوعی است جدید که پس از مواجهه انسان دوران صنعت با بروز مشکلات ناشی از ابزار تولید نخست در جهان صنعتی غرب مطرح شد و سپس ممالک جهان سوم به تدریج از آن پیروی کردند. ولی این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که تذکار، تحذیر و انذار انبیا و معلمان الاهی نسبت به اینکه زمین به صورت صلاح و به دور از هر گونه فساد و آلودگی به گونه امانت به انسان سپرده شده و از افساد و تباهی آن باید اجتناب کند و در تعمیر و آبادانی آن سعی و کوشش کند در تاریخ بشر سابقه دیرینهای دارد تا آنجا که به گواهی متون مقدس به آغاز خلقت آدمیان بازمیگردد. به هر حال اگر موضوع محیط زیست را مشکل اصلی زندگی بشریت معاصر بنامیم، گزاف نگفتهایم. امروزه جنگهای خانمانسوزی که با تکیه بر سلاحهای پیشرفته و فرآوردههای آخرین دستاوردهای علم و تکنولوژی صورت میگیرد، نمایشی است فاسد و تباهسازی بشر نسبت به منابع طبیعی و ذخایر حیات و زندگی خویشتن. جای شگفتی است که بشر از یک سو در برابر کردارهای زشت و پلید خود در گذشتههای دور در خصوص به آتش کشیدن و ویران ساختن مزارع و کشتزارهای دشمن مغلوب خود اظهار شرمندگی میکند و آن ایام را دوران کودکی، نابالغی و حتی توحش خود میخواند، ولی از سوی دیگر در دوران معاصر درست به موازات پیشرفت و شتاب علم، تکنولوژی و انفجار اطلاعات در کشاکش جنگ و درگیریهای مسلحانه چنان به جان خانمان طبیعی و ذخایر زیستی خویش میافتد و دمار از روزگار آن درمیآورد که روی پیشینیان به اصطلاح وحشی خود را سپید میسازد.

باید باورداشت که قانون را بعنوان تکیه گاه یا همان فصل الخطاب باید حفظ کرد، قانون پشتوانه همه است و درپناه قانون میتوان به راحتی پاسخ هرمرجع و مقامی را داد. درتاریخ آمده که میرزاتقی خان امیرکبیربرای جلوگیری ازبست نشینی متهمین دراطراف مسجد امام خمینی که مانع رسیدگی به اتهامات آنان میشد، شبانه دستورداد محل بستها راجمع آوری کنند، هنگام اذان صبح که امام مسجد برای ادای فریضه نمازوارد مسجد شد دیوارآخرین سنگربستنشینی را کارگران جمع آوری میکردند و امیرکبیربا هیبت و هیأت مختص خود ناظر جمع آوری آخرین سنگربست نشینی بود، امام مسجد اشارهای به امیرکرد و گفت” این آخری را برای خودت نگهدار “ هرچند کارامیردرست بود، اما با حذف سنت بست نشینی، امیرنتوانست چیزدیگری جایگزین احقاق حق مظلومین کند وزمانی که عزل شد، میرزاهاشم، ازنزدیکان امیرکبیر، گفته امام مسجد شاه را به وی یادآورشد و گفت: کاش آخری را برای خود نگه میداشتی، قانون آخرین ملجاء و پناهگاه است که همه درمقابل آن یکسانند، اختلاف سیاسی با هرشخصی نباید تبدیل به تخریب دیوارقانون شود که همه به این آخرین پناهگاه نیازداریم.

آفتاب: دبیرکل سازمان ملل متحد در پیامی به مناسبت روز جهانی حقوق بشر ضمن اعلام اینکه مدافعان حقوق بشر نقشی حیاتی در مبارزه علیه تبعیض بر عهده دارند، گفت: دولتها مسئولیت اصلی در حفاظت از حامیان حقوق بشر را به عهده دارند.
به گزارش مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد، بان کی مون گفت: حقوق بشر شالوده آزادی، صلح، توسعه و عدالت است و در مرکز ثقل کار سازمان ملل متحد در سراسر جهان قرار دارد. قوانین برای صیانت و ارتقای حقوق بشر لازمالاجرا است، اما اغلب اوقات، جریان این امر در سطح مردم تنزل می یابد.
دبیر کل سازمان ملل متحد در بخش دیگری از پیام خود آورده است: مدافعان حقوق بشر نقشی حیاتی در مبارزه علیه تبعیض بر عهده دارند. آنان درباره تخلفات تجسس کرده و به قربانیان کمک میکنند. در بسیاری از کشورها، مورد شکنجه قرار میگیرند، کتک میخورند و به قتل میرسند. دوستان و افراد خانوادهشان نیز در معرض آزار و اذیت و تهدید قرار میگیرند.
وی در ادامه به وضعیت فعالان زن حقوق بشر اشاره میکند و میگوید: زنانی که مدافعان حقوق بشرند با خطرات افزون تری روبهرو هستند و در نتیجه به حمایت فزایندهای نیاز دارند. این روز حقوق بشر مناسبتی است تا متعهد شویم برای مراقبت از مدافعان حقوق بشر اقدامات بیشتری انجام دهیم. دولتها مسئولیت اصلی در حفاظت از حامیان حقوق بشر را به عهده دارند.

کجاست آن نسیم فرحانگیزی که از سوی شهریار وزیدن میگرفت و تهران را نوازش میداد. به راستی تهران به نسیمهای شهریاری شهره بود. اکنون انبوهی از برجهای آهنین سنگی و شیشهای آنچنان وزش نسیم شهریاری را سد کردهاند که گویی اصلاً وجود خارجی نداشتهاند. کجاست آن آسمان لاجوردی و کجاست ستارگان درخشان و نقرهفامی که در آسمان شبهای تهران منظرهای بس باشکوه به تصویر میکشیدند. یاد آن روزهای تهران که بحق به چنارستان متصف بود، یاد آن قصبات و روستاهای اطراف شهر کوچهباغهای شمیران، ونک، گلابدره، دربند و... گرامی باد که دیگر باید تصویر آن را در کتابها و قابهای کهنه قدیمی نظاره کرد. اینک همین تهران را به سبب آلودگی فراتر از سطح هشدار و مجاز تعطیل اعلام میکنیم. تهران تفتیده و از گازهای سمی چنان غبارآلود شده که اگر از فراسوی منتهیالیه شمال شهر نظر کنی تا 200 متری قابل رویت نیست. در همین چند روز آمارهای مراجعه بیمارهای قلبی - عروقی و ریوی، اسهال و استفراغ و ورودی اموات بهشتزهرا را مطالعه کنید، بیداد میکند. چرا تهران خرم و زیبا به این مصیبت بزرگ گرفتار شده است، آیا سایر شهرهای در حال توسعه جهان هم با این ناهنجاریها دست به گریبانند؟ آیا این یک ویژگی کشورهای در حال توسعه است؟

این روزها، ذرات معلق در هوا چنان به حلق آدمی هجوم میآورند که گویی تا جان او نستانند، آرام نمیگیرند. نشستن ذرات سرب و گرد و خاک و کربن به راحتی در سینه و ریه محسوس است. سوزش، همدم این روزهای انسان تهرانی است. گویی، طبیعت و محیط زیست قصد دارند کل ایامی را که توسط یکایک شهروندان کلانشهر ایرانیان نادیده گرفته شدهاند، در این روزها جبران کنند. تهران این روزها صحنه یک انقلاب طبیعت علیه شهر. قیام محیط زیست علیه انسان. محیط زیستی که توسط سرنشینان خودروها، صنایع آلاینده، جمعیت روزافزون و ساختمانهای پردامنه همواره و هرروزه به هیچ انگاشته میشوند، چند روزی میخواهد خودنمایی کند و بگوید: «سهم من در توسعه کجاست؟» فریاد بزند و از آدمیان بپرسد: «جای من در این شهر کو؟» آری، محیط زیست آواره و بیخانمان، این طفل سرراهی توسعه ایرانی، این پاکِ آلودهشده چند روزی است قصد قدرتنمایی دارد.

پیشینه کارگزاری در ایران و جهان
دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در سال 1950 توسط مجمع عمومی سازمان ملل تأسیس شد. کمیساریا موظف است حرکت های بین المللی را در جهت حمایت جهانی از پناهندگان و حل مشکلات آنها هماهنگ نموده و هدایت کند.
وضعیت حقوقی پناهندگان در دو معاهده بین المللی تعریف شده است؛ کنوانسیون 1951 مربوط به وضعیت پناهندگان و پروتکل 1967. این دو سند پایه حقوق بین الملل پناهندگان و فعالیت های کمیساریا در جهت کمک و حمایت از پناهندگان است. کمیساریای عالی پناهندگان در دوران فعالیت خود به حدود پنجاه میلیون پناهنده در آغاز موفقیت آمیز زندگی دوباره شان کمک نموده است. اکنون در سال 2007 تعداد کل 146 کشور، عضو یک یا هر دو سند می-باشند.
جمهوری اسلامی ایران در سال 1975 (1354) به هر دو کنوانسیون 1951 و پروتکل 1967 پیوست. کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در سال 1984 دفتر خود در ایران را افتتاح کرد. به دنبال هجوم گسترده پناهندگان عراقی بخاطر جنگ دوم خلیج فارس در سال 1991، و با شروع برنامه بازگشت به افغانستان در سال 1992، کمیساریا حضور و فعالیت های خود را در ایران گسترش داد.
امروزه علاوه بر دفتر مرکزی تهران، کمیساریا دارای سه دفتر فرعی در مشهد، کرمان و اهواز، دو دفتر عملیاتی در ارومیه و دوغارون، دو مرکز خروجی مرزی در شلمچه و دوغارون و دو مرکز بازگشت داوطلبانه ( اصفهان و شیراز ) می باشد.

واحد مرکزی خبر: مدیرکل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور گفت: هم اکنون حدود سه میلیون پناهنده افغانی در ایران حضور دارند.
سید تقی قائمی در مراسم شصتمین سالگرد تأسیس کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان افزود: از این تعداد یک میلیون پناهنده، مجاز و بقیه غیرمجاز هستند.
وی گفت: همچنین هم اکنون حدود پنجاه هزار نفر از اتباع عراقی در جمهوری اسلامی ایران حضور دارند. قائمی افزود: 97 درصد از جمعیت این پناهندگان در داخل شهرها زندگی می کنند و از تمام تسهیلاتی که دولت برای اتباع ایرانی فراهم می کند، استفاده می کنند.
وی گفت: سه درصد بقیه نیز بنا به درخواست خودشان در اردوگاه ها ساکن هستند.
قائمی افزود: در سه دهه گذشته به طور میانگین حدود پنج میلیون نفر را در ایران مورد حمایت قرار دادیم و بنا بر اظهارات سازمان های بین المللی، حمایت از آنها در حد بالاترین استانداردهای بین المللی بوده است.
وی گفت: شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جهان به شکلی حرکت می کند که به نظر می رسد جمعیت پناهنده رو به ازدیاد است بنابراین پیشنهاد می کنیم سازمان های بین المللی برای جلوگیری از ایجاد بحران جدید پناهندگی تلاش کنند.
قائمی همچنین پیشنهاد کرد از مردم و دولت هایی که در معرض ایجاد پدیده پناهندگی هستند حمایت شود و پناهندگان در کشورهای مختلف تحت آموزش های فنی، حرفه ای قرار گیرند تا در موقع بازگشت به کشورشان افراد مؤثری باشند.
وی با اشاره به حمایت سازمان های بین المللی و کشورهای مختلف از کشورهای پذیرنده پناهندگان گفت: باید تلاش کرد تا با فراهم کردن امکانات در کشورهای مبدأ پناهندگان، امکان بازگشت داوطلبانه انان به کشورشان فراهم شود. مراسم شصتمین سالگرد تأسیس کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.
در این مراسم کارلوس زاکا گنینی نماینده کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در ایران و سید تقی قائمی مدیر کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور و تعدادی از کارمندان این کمیساریا و سازمان های مردم نهاد حضور داشتند.
وظایف این کمیساریا حمایت از کشورهای پناهنده پذیر و همچنین حمایت از پناهندگان است.
«هفتاد» سالگی و عشق، تصدیق کن که عجیب است!
کمی قدیمی اما خواندنی
امروز - اول مهرماه - شما دقیقا پا به 70 سالگی گذاشتهاید. احساستان در آغاز 70 سالگی چگونه است؟
احساس همیشه یکی است. چه آدم 70 ساله باشد، چه 20 ساله. تغییر آنچنانی در احساس من رخ نداده است.
- اما شما راهی طولانی را تا امروز آمدهاید. یعنی در این راه طولانی احساساتتان هیچ تغییری نکرده است؟
آنچه که در یک آدم 70 ساله با یک آدم 20 ساله تفاوت دارد، در واقع میزان تجربه است. آدم در این مسیر تجربه بیشتری به دست میآورد و نسبت به اطرافش آگاهی بیشتری مییابد. این آگاهی به آدم یک نوع شناخت و در نهایت یک نوع اعتمادبهنفس میدهد، مگر اینکه کار آدم به جاهای بالا بالا بکشد و به پوچی برسد.
- شما به «تجربه» اشاره میکنید. در اینکه شکی نیست. مسلما تجربه شما در 70 سالگی با تجربهتان در 20 سالگی یکسان نیست. اما ماجرای «انگیزه» چه میشود؟ آیا محمدرضا شجریان، همچنان مانند 20 سالگی، انگیزه «شجریان» شدن دارد؟
- در هر کسی انگیزهها با اقتضای سن تغییر میکند. در هنرمند هم همینطور است. من هم از این قاعده مستثنی نیستم. انگیزه امروز من با آنچه پیش از این بوده، تفاوت کرده...
- چه تفاوتی کرده است؟
یک زمانی در نوجوانی و جوانی فکر میکردم که باید به دیگران نشان دهم که خواندن یعنی چی؟ اما الان دنبال این نیستم. یک وقت دیگر انگیزهام این شد که باید حرمت فرهنگ و هنر را دودستی نگه دارم تا اعتبار پیدا کند. اما امروز انگیزه من این است که آنچه را در غالب اشعار تحویل دادهایم، به کار ببندند.
موضوع پرونده «فرهنگ ایرانی» چند هفتهای است که حول موضوع «شکاف و گسست نسلی» در جامعه ایران میچرخد. به تناسب این موضوع فکر کردیم شاید بد نباشد با چهرههای جوانتری صحبت کنیم که به نوعی یکی از نمایندههای نسلی هستند که نوجوانی و جوانیاش را در دوران اصلاحات گذراند. نسلی که با گذشتن از مرز 25سالگی، شاید یک قدم با نسل 20ساله امروز هم فاصله گرفته است؛ نسلی که محمدرضا جلایی پور 28ساله آن را «نسل پدرسوخته» میداند.
آقای جلائیپور شما چند سال دارید؟ لطفا یک بیوگرافی کوتاه از خودتان بگویید. نوجوانی و جوانیتان چهطور گذشت؟
اولاً باید به خوانندگان شما یادآوری کنم که برای این مصاحبه اصلاً فرد مناسبی نیستم و تنها به رسم ادب و در پاسخ به دعوت مجدانه تحریریه محترم شرق اجابت امر کردم. ۲۸ سال دارم. در ۱۰ مدرسه از جمله مدرسة نیکان تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستانم را گذراندم. به مطالعه در حوزة «دینپژوهی» و «جامعهشناسی» بیشتر علاقه داشتهام. مدرک کارشناسی جامعهشناسی را از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد را از کالج ال.اس.ای دانشگاه لندن گرفتم و اکنون هم اگر اجازة خروج از کشور را پیدا کنم سال آخر دوره دکتری «جامعهشناسی دین» در دانشگاه آکسفورد را میگذرانم. در ۲۱سالگی ازدواج کردم و بخشی از جوانیام هم صرف ورزش، علایق مذهبی، سفر و فعالیت به عنوان دبیر انجمن اسلامی در دوران دانشجویی در دانشگاه تهران و لندن و مدیر «پویش موج سوم» در انتخابات سال ۸۸ شد.
اولین کنفرانس بین المللی دوچرخه شهری در بهمن ماه سال 1389 در تهران با حضور مجموعههای مختلف کارفرمایی، مشاور و پیمانکار در بخش دوچرخه برگزار می شود. آخرین مهلت ارسال مقاله ها، پانزدهم دی ماه 1389 است. محورهای این کنفرانس شامل موارد زیر است:
آفتاب: شهریار بهسال ۱۲۸۵ در شهر تبریز متولد شد. دوران کودکی را در روستای مادریاش -قیشقورشاق- و روستای پدریاش -خشگناب- در بخش تیکمهداش شهرستان بستانآباد در شرق استان آذربایجان شرقی سپری نمود. پدرش حاج میرآقا خشگنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز عازم تهران شد و در مدرسهٔ دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد.
دوره پزشکی را بهعلت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیشآمدهای دیگر ترک تحصیل کرد. پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت. در سال ۱۳۱۳ که شهریار در خراسان بود، پدرش حاج میرآقا خشگنابی درگذشت. او بهسال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکدهٔ ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود.
در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را میسراید. گفته میشود که منظومهٔ حیدربابا به زبان های مختلف ترجمه شده است. در تیر ۱۳۳۱ مادرش درمیگذرد. در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود بهنام «عزیزه عمیدخالقی» ازدواج میکند که حاصل این ازدواج سه فرزند -دو دختر به نامهای شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی- میشود.
وی با بیان اینکه «اگر قدرت تخیل نباشد امکان احساس درد مردم وجود نخواهد داشت» گفت: تمام مسائل ما به زمانی برمیگردد که نمیدانیم با کلام و عمل خود با مردم چه میکنیم و چه به روزگار آنها میآوریم. اگر بتوانیم خود را جای مردم بگذاریم آنگاه میفهمیم که سوختن چه مفهومی دارد.
آفتاب: یادگار حضرت امام گفت: «تخیل» نجاتبخش جامعه است و در برابر آن «توهم» دشمن آن است.
به گزارش جماران حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی در دیدار جمعی از شاعران جوان کشورمان به تشریح نقش هنر و ادبیات در بسط اخلاق پرداخت و با بیان اینکه «در توهم انسان خود را مرکز عالم میداند و همه چیز را برای خود میخواهد.»
افزود: توهم آغاز همه دردها و بیچارگیهاست، آغاز همه تلخیها و فلاکتهایی است که بر انسان عارض میشود. انسان متوهم کاری به حقیقت و واقعیت ندارد او آنچه را که میاندیشد، میخواهد و کاری به خواسته دیگران ندارد. انسان متوهم خود را به واقعیت تحمیل میکند و هرگز تن به حقیقت نمیدهد.
وی با بیان اینکه «تخیل نقطه مقابل توهم است» اظهار کرد: در تخیل انسان سعی میکند جای انسان دیگری قرار گیرد و این قاعده زرین فلسفه اخلاق است که آدمی طبق فرمایش امام علی(ع) هر آنچه برای خود میپسندد برای دیگران هم بپسندد.

آفتاب - مریم آموسا(خبرآنلاین): یازدهمین جشن خانه موسیقی با حضور جمعی از اهالی موسیقی دوشنبه شب در تالار وحدت برگزار شد و تندیس زرین خانه موسیقی در سه بخش به برگزیدگان اهدا شد.
درابتدای این مراسم محمد رضا نوربخش، دبیر یازدهمین دوره جشن خانه موسیقی با ابراز خوشحالی از تداوم جشن خانه موسیقی در 11 سال گذشته، گفت: این جشن هر ساله برگزار میشود تا به یاد داشته باشیم، رشد و پویایی موسیقی در سایه حمایت و حضور هنرمندان این هنر مظلوم و شریف میسر میشود.
به گفته وی جشن خانه موسیقی، جشن هنرمندانی است که هر یک نقش خویش را در موسیقی کشور ایفا کردهاند و در شرایطی که در سیاستهای رسمی کشور به این هنر به دیده ابهام نگاه میکنند، هویت و اصالت این هنر را پاس میدارند، تا برهمگان روشن شود که موسیقی هنری انسانی و متعالی است و قادراست که به همه انسانها حس دوستی، عشق و محبت ببخشد.
وی در ادامه با یادی ازهنرمندان در گذشته گفت: «امسال در سه بخش کتاب، آلبوم و جایزه مشکاتیان فراخوانی را ارائه و بر اساس آن بسیاری از هنرمندان آثارشان را به دبیرخانه ارسال کردند، اما آنچه ما امروز به عنوان نفرات برتر اعلام میکنیم قطعا برترین آثار نیستند چرا که تمامی آثار موسیقایی به دستمان نرسیده و نمیتوان ادعا کرد که اگر آلبوم و یا هنرمندی به عنوان بهترین انتخاب شود قطعا بهترین است. اما امیدوارم در سالهای بعد با دقت و کیفیت بهتری این امر انجام شود و دیگر هنرمندانی که در این دوره در مسابقه شرکت نکردند نیز در این بخش شرکت کنند.»

شجاعت اخلاقی حکم میکند اندکی هشیار باشیم
خبرگزاری کار , 15 مهر 1389 ساعت 10:11
سیدعلی صالحی حاضر نشد جایزهی داوران شعر نیما را قبول کند چون خودش میگوید؛ هیچ جایزهای را ـ در وطن ـ و در این شرایط نمیپذیرد. و باز میگوید: مردم با آبرو گرسنهاند، با سیلی رخسار؛ سرخ میکنند. جایزهها را بگذارید برای بعد. عزت مردم در اولویت است.
بنیآدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
آفتاب: سید محمد خاتمی در سخنان ارسالی خود به اجلاس بینفرهنگی سارایوو، بوسنی و هرزگوین که از 27 تا 30 مهرماه 1389 (19 تا 22 اکتبر 2010) برگزار میشود، با بیان اینکه توسل غرورآمیز به زور برای حل مسائل بینالمللی که با دامن زدن به سوءتفاهمهای تاریخی میان تمدنها، ملتها و دینها همراه است، نتیجهای جز گسترش افراطگرایی و افزایش ناامنی نداشته است، گفت: اگر خیرخواهان صلاحاندیش و صلحجو تلاش و همت خود را بر نهادینه کردن گفتو گو و جایگزینی خصومت و ستیزهجویی با تفاهم استوار سازند دستآورد ارزشمندی برای نسل آتی به ارمغان آوردهاند.
به گزارش آفتاب به نقل از وبسایت خاتمی، متن کامل سخنرانی ارسالی وی به اجلاس بینفرهنگی سارایوو به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
فرهنگهای متعدد و متنوع که ناشی از هویت و آگاهی و خودآگاهی جمعی اقوام است با تمدنهای متفاوت مناسبت دارد. هویت وقتی از نظر شیوه زندگی اجتماعی و تنظیم مناسبتهای اقتصادی و سیاسی و ساختار معماری و هنر و صنعت و علم مورد ملاحظه قرار گیرد، تمدن نامیده میشود و هنگامی که آگاهی و خودآگاهیهای جمعی و باورها و سنتهای زندگی در نظر گرفته شود فرهنگ نام دارد.
و پرسش این است که نسبت میان فرهنگهای متعدد (بهخصوص در جهان به هم پیوسته امروز) چیست؟
تعارض و تضاد و جنگ یا تلایم و همزیستی و گفتو گو؟
ایران در میان 10 کشور دارای بدترین وضعیت برای خبرنگاران و روزنامهنگاران
وضعیت کشورهای اتحادیه اروپا بدتر شده است
عصرایران , 28 مهر 1389 ساعت 12:34
روسیه که از نظر این گزارش سیاست محدودیت آزادی بیان همچنان ادامه دارد جایگاه 140 جدول را به خود اختصاص داده و چین نیز در میان 10 کشور آخر جهان از نظر آزادی بیان در جایگاه 171 نشسته است.
آفتاب: روسیه که از نظر این گزارش سیاست محدودیت آزادی بیان همچنان ادامه دارد جایگاه 140 جدول را به خود اختصاص داده و چین نیز در میان 10 کشور آخر جهان از نظر آزادی بیان در جایگاه 171 نشسته است.
سازمان خبرنگاران بدون مرز که مقر آن در پاریس قرار دار گزارش جدید خود از وضعیت آزادی رسانهها در کشورهای مختلف جهان را منتشر کرد.
در این گزارش که از سال 2002 همه ساله منتشر میشود وضعیت آزادی رسانهها و خبرنگاران در 178 کشور جهان مورد بررسی قرار گرفته است.
در این گزارش برای نخستینبار در 8 سال گذشته نام کوبا از 10 کشور آخر در این لیست خارج شده و این مسأله به دلیل آزادی 14 روزنامهنگار و 22 فعال حقوق بشر در تابستان سال جاری میلادی از سوی دولت کمونیستی بوده است.
با این حال گزارش خبرنگاران بدون مرز میافزاید که دولت کوبا همچنان برای سانسور به رسانهها فشار میآورد و فعالان سیاسی مخالف را تحت فشار میگذارد.
نظرات ()